حافظ وماه صیام
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
که ایام گل و یاسمن عید صیام است

در دیوان حافظ پنج بار واژه « روزه» سه بار« رمضان و دو بار «صیام» آمده است. بدون هیچ اظهار نظری این بیت ها را در زیر می آوریم تا بدانیم لسان الغیب این ایام را چگونه سپری کرده است.

بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال ماه به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه وحج قبول آنکس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد

 

روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان وشدن انعامی

روزه یک سو شد وعید آمد و دل ها بر خاست
می ز خمخانه به جوش آمد و می باید خواست

گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح است
از می کنند روزه گشاطالبان یار

ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تاشب عید رمضان خواهد شد

زان می عشق کزو پخته شود هر خامی
گر چه ماه رمضان است بیاور جامی

زان باده که در میکده عشق فروشند
مارا دو سه پیمانه بده گو رمضان باش

حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است

ساقی بیار باده که ماه صیام رفت
در ده قدح که موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم
عمری که بی حضور صراحی وجام رفت
۹۹/۳/۱

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید